آشنایی با تاریخ سفالگری ایران

 

 

  

سفالگري از آغاز تا دوره سلجوقيان 

 

همزمان با گسترش دين اسلام صنعت و هنر سفالگري نيز بتدريج همانند هنرهاي ديگر تولدي دوباره يافت .

در آغاز اين دوره سفالگران ايران تا حدودي از شيوه سنتهاي دوره قبل از اسلام پيروي مي كردند ولي تدريجا عوامل متعددي باعث گرديد كه هنرمندان سراسر ايران تحولات تازه اي از نظر لعاب ـ تزيين و شكل ظروف سفالين به وجود آوردند .

در اين نوآوري بــاورهاي مذهبي ، آشنايي سفالگران با سفالينه خاور دور به ويژه كشور چين و بالاخره پيروي از شيوه سنتي نقشي مهم داشت باعث گرديد كه در كارگاه هاي سفالگري ايران ظروف سفالين زيبايي ساخته و پرداخته شود .

اوايل اسلام : كاوشها و بررسي هاي اخير در كشورهاي كه در پنجاه سال گذشته انجام گرديد تا حدودي توسعه اين هنر را در مراكز سفالگري اسلامي به ويژه ايران روشن نمود .

لازم است يادآوري شود كه در گذشته شناخت و مقايسه سفالينه اسلامي بر مبناي كاوشهايي قرار داشت كه در يامره پايتخت عباسيان توسط هيات باستان شناسي آلماني صورت گرفته بود ولي كاوشهاي اخير در شهرهاي باستاني و مراكز سياسي و پايتختهاي اوايل اسلام و كشف ظروف سفالين و كوره هاي متعدد سفالگري باعث گرديد كه شناخت و ويژگي هاي سفالينه اسلامي بر مبناي اطلاعات جديد استوار گردد .

دوره هاي ساماني ، غزنوي ، آل بويه از بسياري جهتها در توسعه و گسترش هنرهاي گوناگون چون معماري ، فلز كاري ، نقاشي ، پارچه بافي ، و بالاخره هنر سفالگري اعتبار ويژه اي برخوردار است .

در اين دوران بسياري از هنرها با الهام از هنرهاي عهد ساساني شكل گرفت و با شيوه جديد به هنر دوستان عرضه گرديد .

مقبره اسماعيل ساماني در بخارا ، مسجد دامغان و ظروف سفالين بسيار زيبايي كه در شهرهايي چون زنجان ، ساري ، سمرقند ، گرگان ، نيشابور و ديگر شهرها و مراكز اسلامي ساخته شده يادآور بهره گيري هنرمندان اسلامي از شكوفايي هنرهاي گوناگون عهد ساساني است .

سفالينه هاي معروف به سفال گبري يا شاملوه كه با شيوه نقش كنده ساخته شده يا ظروف فالين مسبك معروف به نوع ساري كه با لعاب رنگارنگ ساخته شده بدون شك از شيوه و سبك تزيين هنرهاي قبل از اسلام پيروي شده است .

در دوره ساماني نيز شهرهاي ياد شده به مراكز مهم هنري شرق جهان اسلام تبديل شدند . در اين زمان هم هنر سفالگري از ويژگي هاي خاصي برخوردار گرديد و سفالگران عهد سامانيان با سبك جديدي ـ كه همان پوشش لعاب گلي ر روي ظروف سفالين باشد ـ آشنا شدند كه در زيبايي تزيينات چندين نوع ظروف سفالين تاثير فراواني داشته است .

ظروف سفالين اين دوران متنوع وشامل سفالينه با تزيينات سياه رنگ در زمينه سفيد ، سفالينه با تزيينات رنگارنگ ، سفالينه با تزيينات زرين فام وسفالينه با تزيينات نقش كنده است .

 

در انواع ياد شده سفالگران در ارتباط با اقتصاد ، مذهب ، ادبيات ، اساتيد و الهام از اشعار شعرا نقوش بسيار زيبايي بر روي ظروف سفالين بوجود آوردند . نقوش شامل نقوش هندسي ، نوشته هاي كوفي ، نقوش پرندگان و حيوانات گوناگون بوده كه بر روي ظروف مختلف ، چون كاسه بشقاب ،پياله ، خمره ، كوزه و ديگر ظروف سفالي آرايش گرديده است .

pic5

 

ســفالگري دوره سلجوقيان

سلسله سلجوقيان در اوايل قرن پنجم هجري در ايران تشكيل گرديد . سلسله مذكور گسترش يافت و گروهي ديگر از آنان حكومت سلجوقيان روم را در آسياي صغير بنياد نهادند . بيشتر از دو سده عمر نكرد ، ولي در اين دوران قدرت سياسي آنان تا مرزهاي عراق و سوريه گيترش يافت و گروهي ديگر از آنان حكومت سلجوقيان روم را در آسياي صغير بنياد نهادند.

بطور كلي دوره سلجوقي را از نظر شكوفايي هنرهاي گوناگون مي توان از دورهاي درخشان ادوار اسلامي دانست . در دوره حكمرانان اين سلسله ، از جمله ملكشاه ، سلطان سنجر هنرهاي اسلامي رونق و توسعه يافت .

در دوره سلجوقيان هنرهاي مختلف مانند معماري ، فلزكاري ، بافندگي ، آجركاري ، گچبري و ديگر هنرها به حد اعلاي شكوفايي خود رسيد . در هنر سفالگري اين دوران مي توان استفاده وكاربرد شيشه سفالگران را از خمير سفيد شيشه براي ساخت ظروف سفالين مشاهده كرد.

اين خمير تقريبا شبيه خاك چيني دوره سانگ در در چين بوده كه در آن كشور شهرت فراوان در ساخت سفالينه داشته است . ظروف سفالين ساخته شده از اين ماده خمير ، يسار نازك بوده كه با پوشش لعاب قليايي ، رنگي نيمه شفاف به ظروف مي داده است.

ظروف سفالين عهد سلجوقي متنوع و شامل سفالينه بي لعاب ، سفالينه يكرنگ ، سفالينه لاجوردي ، سفالينه مينايي ، سفالينه زرين فام ، سفالينه با نقش زير لعاب ، سفالينه سفيد رنگ مسبك ، سفالينه با نقش قالب زده است .

سفالينه هاي ياد شده به اشكال گوناگون بروي ظروف سفالين ساخته شده كه از نظر تزيينات ، هريك داراي ويژگيهاي خاص هستند .

سفالگران اين دوران ار تزيينات گوناگون ، مانند نقوش هندسي ، خطوط كوفي ، نقوش پرندگان وحيوانات ، خطوط مارپيچ ، نقوش گل وگياه ، نقوش انساني كه با لعابهايي به رنگ ، آبي ، سياه ، زرد ، قهوه اي ، لاجوردي ، سبز ، سفيد ، فيروزه اي و ديگر رنگها در آرايش ظروف سفالين استفاده مي كرده اند .

تحقيقات باستان شناسي ، نشان داده است كه شهرهاي معروفي ،چون سلطان آباد (اراك فعلي ) ، ري ، كاشان ، ساوه ، گرگان ، نيشابور ، شوش ، بخارا ، اصفهان و سمرقند از مراكز مهم سفالگري دوران سلجوقي بوده است .

 

ســفالگري دوره خوارزمشاهيان

 

در گذشته هنرهاي مختلف دوران سلجوقيان و خوارزمشاهيان توامان مورد بحث و بررسي قرار مي گرفت ، ولي كاوشها و تحقيقات سالهاي اخير نشان داده است كه از بسياري جهتها در توسعه هنرها و شيوه هاي ساخت ، اين دو سلسله هريك داراي ويژگيهاي خاص مي باشند . اين ويژگيها در توسعه هنر سفالگري و مـعماري كاملا مشخص است .

همچنين بررسيها و كاوشهاي باستان شناسي سالهاي اخير نشان داده است كه دوره خوارزمشاهي از نظر هنرهايي چون فلز كاري ، سفالگري ، گچبري و ويژگيهاي معماري سبك جداگانه اي داشته كه با ويژگيهاي عصر سلجوقي و ايلخاني متفاوت بوده است .

سفالينه دوره خوارزمشاهيان متنوع و عموما شامل سفالينه جرجان (گرگان) ،كاشان ،ري و سفالينه محلي است كه در انواع گوناگون ظروف سفالين ، چون زرين فام نقاشي شده زير لعاب ، مينايي يا هفت رنگ ، يكرنگ با نقش كنده ، يكرنگ با نقش افزوده و بي لعاب ساخته شده است .

 

 

ســفالگري دوره ايلخانيان

 

در اوايل سده هفتم هجري حملات وحشيانه مغولان ، بسياري از شهر ها و مراكز سياسي و هنري را به ويراني كشاند و به اين ترتيب به جز معدود كارگاههاي سفالگري چون كاشان كه فعاليت نسبي داشتند ، بقيه يا منهدم گرديده ويا از فعاليت باز استادند ، ولي به تدريج حكمرانان مغول تحت تاثير فرهنگ ، تمدن و هنر ايران زمين كهنسال قرار گرفتند و با پذيرش دين اسلام به تشويق هنرمندان در رشته هاي گوناگون هنري پرداختند .

تجديد فعاليت هـنري و معماري در اين زمان تقريبا با تاسيس سلسله ايلخاني به وسيله هلاكو آغاز گرديد و شهر هايي ، چون مراغه ، تبريز و سلطانيه مركز تجمع هنرمندان شد .

در اوايل سده هشتم هجري با شروع صدارات خواجه رشيد الدين فضل الله تحول چشمگيري در خلق آثار هنري ، مانند نقاشي و كاشيكاري بوجود آمد .

در اواخر سده هفتم و اوايل سده هشتم هجري مراكز سفالسازي جديدي در نقاط مختلف شروع به فعاليت نمودند كه از آنت ميان ميتوان تخت سليمان آذربايجان ، كرمان ، ورامين ، ري ، سلطان آباد (اراك فعلي) و گرگان را نام برد .

ظروف سفالين دوره ايلخاني متنوع و در كارگاههاي متعددي ساخته و پرداخته شده است ؛از جمله سفالينه كاشان ، كرمان ، جرجان ، سلطان آباد ، تخت سليمان و سفالينه محلي .

سفالينه هاي ياد شده عموما به شكل ظروف سفاليني به شيوه يكرنگ ، زرين نام ، مينايي ، نقش كنده ، يكرنگ لاجوردي ساخته شده است . و بسياري از آنان داراي تزئينات بسيار زيبا با نقوش گياهي ، انساني ، پرندگان (سيمرغ ، اژدها) و هندسي بوده كه به اشكال كاسه ، بشقاب ، پياله ، خمره و ديگر ظروف ساخته مي شده است .

 

سـفالگري دوره تيموريان

 

حملات وحشيانه تاتار را بار ديگر در سال 727 هجري تيمور تكرار كرد . اين بار نيز همانند گذشته بسياري از شهر هاي ايران به ويراني كشانده شد . تيموريان مركز سياسي خود را به شرق ايران ، يعني شهر سمر قند منتقل نمودندو تيمور نيسز مانند ايلخانيان پس از مدتي تحت تاثير فرهنگ و تمدن ايران قرار گرفت و در رونق هنر هاي گوناگون اقداماتي بعمل آورد . از اين رو هنرمندان معروف را از سراسر ايران از سمرقند فرا خواند . اين هنرمندان ايـراني در شهر هاي ايران ، چـــون سمر قند ،هرات ، مشهد ، شيراز ، مازندران ، غبيرا ، كرمان هنر هاي گوناگون را توسعه بخشيدند و به ايجاد بنا هاي اداري و مذهبي همت گماشتند . دوره شاهرخ تيموري عصر شكوفايي هنرها در آغاز قرن نهم هجري است . در دوره شاهرخ و بايسنقر هنرهاي گو ناگون چون معماري ، نقاشي ، كاشي كاري ، خوشنويسي به حد اعلاي ترقي رسيد . مجموعه بناهاي شاه زند ، مساجد گوهر شاد و كبود ، مدرسه خرگرد و تزيينات بسيار زيباي آن يادآور شكوه آن دوران است . متاسفانه آگاهي از هنر سفالگري و كارگاههاي اين دوره به علت عدم كاوشهاي باستان شناسي در مراحل اولي است . بطور كلي سبك و شيوه سفالگري اين دوره در اين زمان ادامه يافت ولي سفالگران اين دوره.

درعهد تيموري ساخت نوع تازه اي از ظروف سفالين كه به نوع ظروف كوباچه ( شهري است در داغستان قفقاز ) معروف است متداول گرديد . تزيينات اين نوع ظروف شامل نقوش ، هندسي ، گل و گياه بوده كه در زير لعاب شفاف با لعاب آبي و لاجوردي با رنگ سفالين آبي و مبتكر و سازنده انواع سفالينه مانند دوره سلجوقي و خوارزمشاهي نبوده اند سفيد اين دوره كه زمينه اي سفيد دارد و نقوش تزييني آن آبي است احتمالا تحت تاثير ظروف معروف آبي و سفيد وارداتي كشور چين ساخته و يا تقليد شده است .

 

 

ســفالگري دوره صفويان

 

با آغاز سده دهم هجري سلسله ديگري به نام صفويان در ايران تشكليل گرديد و شهرهايي چون تبريز ، قزوين و اصفهان به پايتختي آنان انتخاب گرديد . محققان دوران صفويه را به سه دوره : آغاز صفويه ، دوره مياني ( دوره شاه عباس ) و بالاخره سالهاي انقراض صفويان تقسيم نموده اند و شكوفايي آن از اهميت ويژه اي برخوردار است . هنرهاي گوناگون چون معماري ، نقاشي ، فلزكاري ، نساجي و قالي بافي و تزيينات معماري به حد اعلاي ترقي رسيد . در هنر سفالگري نيز هنرمندان و سفالگران اين دوران علاوه بر ادامه سنتها و شيوه سفالگري دوره مياني كه همزمان با حكومت شاه عباس اول صفوي است ، از نظر خلق آثار هنري گذشته تحول تازه اي با برخورداري از تاثير سفال سازي چين ، عثماني و اروپايي بوجود آوردند .

ظروف سفالين دوران صفوي را ميتوان به گروههاي زير تقسيم بندي نمود :

(متاخر ) ، سفالينه يكرنگ كرمان ، سفالينه رنگارنگ مشهد .

گلهاي تزييني ، نقوش انساني ، حيواني ، گياهي و پرندگان از جمله تزيينات متداولي است كه در آرايش ظروف سفاليني دوره صفويه چون كاسه ، بشقاب ، كوزه ، قدح ، پياله ، كوزه ، قليان و ديگر ظروف بكار برده شده است.

 

سـفالگري دوره زنديه تا عصر حاضر

 

بعد از انقراض حكومت صفويه هنر و تمدن اروپايي و دنياي غرب و شرق تغييرات بسياري در شيوه هنري كشورهاي كهن و شرقي از جمله ايران به وجود آيد و آفرينش هنرهاي گوناگون به روش گذشته ادامه نيافت . آگاهي ما از چگونگي دوره زنديه ، افشاريه و قاجاريه به آن حد نيست كه بتوان شيوه و سبكهاي گوناگوني براي آن تعيين نمود . بعد از حمله افغانها و انقراض سلسله صفويه بيشتر كارگاههاي سفالگري به فعاليت ادامه دادند .

از انواع ظروف سفاليني كه در اين دوران ساخته مي شده بايد ظروف سفالين آبي و سفيد و ظروف سفيد رنگ را نام برد . با تغيير پايتخت از اصفهان به شيراز در دوره زنديه و سپس به مشهد در دوره افشاريه و بالاخره به تهران در عهد قاجاريه مراكز سفالگري مهم و فعال نيز به اين شهرها منتقل گرديدند .

از جـــمله كارگاه هاي سفالگري بايد كارگاه هاي شهر اصفهان را نام برد كه ساخت ظروف سفالين آبي و سفيد ، نقاشي زير لعاب و رنگارنگ در آن شهر معمول و متداول بود .

در اين دوره ســاخت نوع جديدي از ظروف سفالين با نقاشي و تــزيين آبي متمايل به سياه و تزيين مشبك با لــعاب شفاف در شهرهاي مـختلف از جمله نائين مرسوم گرديد . صنعت سفالگري ايران با شروع قرن حاضر به عــلت ازدياد محصولات سفالين اروپا ، خاور دور و رواج آن در بازارهاي جهاني به دست فراموشي سپرده شده است .

بهر حال ايران با سهم بسزايي كه در بنيان گذاري فرهنگ و تمدن جهاني داشته در طي قرون متمادي سنتهاي هنري را ادامه داده و همواره در خلق آثار هنري از جمله سفالگري پيشگام بوده است .

در دوران معاصر هنر سفالگري در كرانه هاي خليج فارس تا حاشيه درياي خزر با ويژگي هاي گوناگون ادامه دارد و به نظر ميرسد در اين راستا بيش از همه نقوش مختلف سفالينه هاست كه ريشه در هنرمندان سفالگر قرون گذشته دارد .

 

 

ســفال و سفالگري ايران دوره اسلامي

 

در ايـن دوران كه حدود 1500 سال را شامل مي شود سفال و سفالگري وارد مرحله جديدي شد و در شيوه ساخت تزيين و كاربرد آن تحولات چشمگيري پديدار گرديد . اين تحولات كه در ارتباط با ادبيات ، اقتصاد ، خوشنويسي ، نقاشي و تزيينات شكل گرفت و ساخته شد ، داراي ويژگي هاي گوناگون است كه در طي 15 قرن در شهرها و كارگاه هاي سفالگري ايران با هنرمندي كوزه گران و سفالگران ساخته و پرداخته شده است .

از انجا كه سفالگري ايران ، در ادوار اسلامي كاملا با دوره هاي متقدم خود تفاوت فراواني دارد ، شايسته است به توسعه وگسترش اين هنر والاي اسلامي در ارتباط با دوره هاي تاريخي ، سياسي 15 قرن گذ شته و همچنين شيوه هاي ساخت انواع سفالينه ، تزيينات ، كوره هاي سفالگري ، مفاهيم نقوش و انواع نقوش پرداخته شود .

 

 

سفالينه دوره اسلامي به دو گروه عمده بي لعاب و با لعاب تقسيم مي شوند . گروه لعابدار از نظر شكل ، لعاب ، طرح و نقوش داراي ويژگيهاي خاصي هستند كه هنرمندان سفالگر عهد اسلامي با مهارت و استادي خاصي در كارگاه هاي گوناگون سفالگري به ساخت آن پرداخته اند . طرح و نقوش سفالينه اسلامي كه در وهله اول مهم ترين مرحله كار سفالگر است از اهميت ويژه اي برخوردار است .

سفالگران از اوايل اسلام تا عصر حاضر از طرح و نقوش مختلف براي آرايش انواع ظروف سفالين اين دوره استفاده كرده اند . در ساخت كاسه ، كوزه ، آبخوري ، پياله ، ساغر ، ابريق ، جام ، بشقاب ، خمره ، از خميري به رنگ هاي قرمز . نخودي ، خاكستري استفاده شده است .

گروه اول يعني سفالينه بدون لعاب در برگيرنده انواع مختلفي چون سفالينه بي لعاب ساده ، سفالينه بي لعاب با نقش كنده ، سفالينه بي لعاب با نقش قالب زده ، سفالينه بي لعاب با نقش افزوده است كه در كارگاههاي گوناگون سفالگري از جمله نيشابور ، ري ، گرگان ، ساخته شده اند . هنرمند سفالگر از انواع طرح و نقوش متداول مانند نقوش گياهي ، هندسي ، نوشته كوفي ، صحنه هاي رقص و نوازندگي و ديگر نقوش براي آرايش سفالينه استفاده كرده است .

 

 

ســفالينه لعابدار

 

سفالگران دوره اسلامي در ساخت ظروف سفالين لعابدار در انواع مختلف ، سعي فراوان بكار برده اند . از اوايل اسلام همزمان با نهضتها و جنبش هاي مـلي و تاسيس سلسله هايي چون طاهريان و سامانيان در كارگاه هاي مختلف سفالگري ساخت انواع سفالينه لعابدار متداول گرديد .

مهمترين گروه سفالينه سفالينه لعابدار شامل سفالينه با پوشش لعاب گلی (SLIP)سفالينه با لعاب رنگارنگ بر زمينه سفيد ، سفالينه با طرح تقليد زرين فام ، سفالينه با لعاب و طرح پاشيده ، سفالينه با لعاب و طرح نقش كنده ، سفالينه با لعاب و طرح يكرنگ ، سفالينه با لعاب و طرح زير لعاب ، سفالينه با لعاب و طرح زرين فام ، سفالينه با لعاب و طرح مينايي ، سفالينه با لعاب و طرح لاجوردي ، سفالينه با لعاب و طرح آبي و سفيد ، سفالينه با لعاب و طرح سلادن و بالاخره سفالينه محلي است .

در بررسي و تحقيقات سفالينه لعابدار اسلامي معلوم گرديده كه بسياري از شهرهاي معروف اين دوره مانند ري ، گرگان ، ساوه ، نيشابور ، تخت سليمان ، ورامين ، جزاير خليج فارس از جمله سيراف ، غبيرا ، هرمز ، قشم ، كيش و نواحي حاشيه درياي خزر چون آمل ، ساري ، گرگان ، ساخت ظروف سفالين رواج داشته است .

در توليدات انواع سفالينه طرح و نقوش مختلف چون نقوش انساني ، حيواني ، گياهي ، پرندگان ، آبزيان ، نقوش نوشته دار و ديگر طرحها متداول بوده است . لازم است يادآوري شود كه اوج ترقي و زيبايي سفالينه اسلامي را مي توان در دوران كوتاه سلسله خوارزمشاهيان ، سده ششم و هفتم هجري مطالعه نمود .

از جمله ظروف سفالينه اسلامي ظروفي است به نام طلايي يا زرين فام معروف شده است .

 

 

ساخت و تكامل اين ظروف در هر دوره مشخص تاريخي شكل گرفته و در هريك از اين ادوار با ويژگي هاي مشخصي توسط هنرمندان سفالگر اسلامي در كشورهاي مختلف عرضه شده است. با توجه به اين ويژگي ها سفاليه زرين فام را بشرح زير تقسم بندي كرده اند :

الف ـ ظروف طلايي اوليه قرن 3 ـ 4 هجري

ب ـ ظروف طلايي قرون وسطي قرن 5 ـ 9 هجري

ج ـ ظروف طلايي متاخر قرن 10 ـ 12 هجري

سفالگران دوره سلجوقي و خوارزمشاهي پس از موفقيت در ساخت ظروف سفالين مختلف به نوعي سفالينه كه بين متخصصان هنر اسلامي بنامهاي گوناگون مانند نقاشي روي لعاب ، هفت رنگ يا مينايي معروف گرديده دست يافتند . اين نوع سفالينه كه نقاشي آن قابل مقايسه با مينياتورهاي نسخ خطي همدوره خود ميباشد از زيباترين سفالينه هاي اسلامي شمرده مي شود .

رنگهايي كه در تزيين سفالينه مينايي بكار برده شده شامل آبي ، لاجوردي ، سبز ، سفيد ، فيروزه اي ، قهوه اي ، سياه و زرد كه در مواردي اين رنگها مخلوط شده يكجا بكار مي رفته است و زماني از بعضي رنگها استفاده شده است .

اندكي پس از از منسوخ شدن ساخت ظروف مينايي تكنيك ديگري كه بين متخصصان سفال اسلامي به شيوه لاجوردي موسوم شده در بعضي از مراكز سفال سازي ايران رواج يافت . شيوه ساخت ظروف لاجوردي را مي توان نوع ساده تري از نوع مينايي دانست كه در زمان ايلخانيان پس از فراموش شدن ساخت ظروف مينايي متداول گرديد . رنگهافيروزه اي ،

سفيد ، اخرايي و طلايي بوده كه بر پوشش لعاب لاجوردي بكار مي رفته است . تزيينات شامل نقوش هندسي ، گل و گياه ، طوماري و اسليمي بوده كه گاهي به صورت ساده و گاهي برجسته بكارمي رفته است .

 

 

تــاريخچه سفال مينا

 

آغاز كاربرد مينا را به دشواري مي توان مشخص كرد ليكن روش مينايي از دوران باستان مورد استفاده بوده . قديمي ترين لعاب مينا كه تا كنون يافت شده متعلق به قرن 15 قبل از ميلاد و ظرفي مصري است كه با پودر شيشه روي بدنه تزيين شده است . در دوران هخامنشي آجرهاي مينايي با لعاب قليايي در آپاداناي شوش يافت شده كه هم اكنون نمونه هايي از آن در موزه لوور پاريس نگهداري مي شود . در شوش دو شيوه تزيين در آجرها ديده مي شود ، آجرهاي سيليكوني لعابدار با طرحهاي برجسته و آجرهايي با سطح صاف كه طرح منحصرا توسط رنگ اجرا شده است . اين نوع آجرها داراي تركيبي از مخلوط شن و آهك بوده اند كه هر آجر به همراه تزيين برجسته يا بدون آن در قالب شكل داده شده و سه بار داخل كوره مي رفته است .

اولين پخت ساخت بدنه است كه سفالگران امروزي به آن بيسكوييت مي نامند . در دومين پخت لعاب مينا داده مي شده و در پخت نهايي لعاب سيليكوني به عنوان يك ماده شفاف و روان ، رنگ شده با اكسيدهاي گوناگون به آن افزوده مي شده است . سرب نتبآا آنتيموان براي رنگهاي زرد ، مس براي سبز ـ آبي ، فرو منگنز براي سياه و قهوه اي و قلع براي ساخت لعاب مات و توليد رنگ سفيد به كار مي رفته است . همچنين در تخت جمشيد فارس شواهدي از خشتهاي پخته با لعابي مشابه مينايي وجود دارد .

 

 

 

در ساخت سفالينه هاي مينايي خمير سفال تغيير مي كند گل رس سيليكات آلومينيوم آبدار است كه سفال از آن ساخته مي شود خاك چيني يا كائولين خالص ترين نوع اين خاك است . عناصر ديگري مثل سديم ، پتاسيم ، كلسيم ، منيزيم اگر همراه اين خاك باشند ناخالصي هاي آن به حساب مي آيند .

براي ساخت سفالينه هاي مينايي از خمير شيشه يا خاك چيني استفاده مي شود . كاربرد مينا تنها در حالت مطلوب و بر سطحي مشابه با شيشه انجام پذير مي باشد ، همينكه مينا كاري بر روي سفالهاي يخت و اغلب حاوي كائولين زياد تكامل يافت ساخت ظروف با لعاب مينايي امكان پذير گرديد ، بدين ترتيب ظروف لعابدار سدهء ششم هجري قابليت تزيين مينا كاري را پذيرا بود .كه نمونه هاي ويژه اي در دوران سلجوقي مشاهده مي نماييم . و محتملا حدود سالهاي 495 تا 545 هجري در كاشان كه در آن سفالها گرد كوارتز با كائولين آميخته مي شد و سفال با بدنه اي شفاف به وجود مي آمد كه به خصوص براي كنده كاري بدنه چنان كه بايد محكم و مقاوم بود . روش معمول در ساخت سفالهاي مينايي كه منتسب به كاشان و برخي ديگر و برخي ديگر از شهرهاي ايران مركزي در سدهء ششم شناخته شده است احتمالا ريشه آزمايشهاي سفالگران نيشابور و سمرقند داشته كه تلاش مي كردند پس از پختن سفالينه ها داراي نقش يا لعابي بر سطح ، آنها را نقش اندازي و بار ديگر در كوره حرارت دهند تا طرحي سفيد رنگ بوجود آيد . مجموعه اي از كاسه ها با تاريخ 570 تا 580 هجري نمايانگر اوج تكامل اين روش است . اسلوب فوق بسيار پيچيده و مشتمل بر چندين بار به كوره رفتن سفال در حرارتهاي معمولا 750 درجه سانتيگراد ، متواليا رو به كاهش بوده است . با آنكه رنگهاي لعاب كه از مواد معدني فلزي و اكسيدها به دست مي آيد بسيار زياد هستند ولي هميشه اين سفالها در تطبيق دادن خواصشان در كوره با لعاب مسئله ساز بوده اند . گرماي لازم براي ذوب شدن لعاب روي ظرف يا منجر به خراب شدن رنگ مي شود يا بر استحكامش تاثير مي گذارد . مقارن با اواخر قرن 6 هجري سفالگران اسلامي به روشني دريافتند كه اگر اشياء منقوش چند رنگ مي خواهند دو راه دارند .

آنها يا مي توانستند رنگ آميزي را محدود به چند رنگ نمايند كه گرماي لازم براي پخته شدن و لعاب ظرف در يك مرحله را تحمل مي كنند يا مي توانستند ابتدا ظرف را لعاب داده ، بپزند سپس با رنگهاي ناپايدار با پخت مجدد ظرف در حرارتي پايين را بكار گيرند .

 

 

تـكنيك و جنس لعاب

 

اين لعاب از داخل كردن 6 تا 15 درصد اكسيد قلع در مايع شيشه گري به دست مي آيد . اكسيد قلع بي آنكه در مايع شيشه حل شود در آن به حالت معلق مي ماند و آن را به رنگ سفيد در مي آورد . از اكسيد فلزات در لعاب به عنوان عامل رنگي استفاده مي شود . ابتدا مخلوط قلع و سرب را حرارت داده و فلز در مجاورت هوا و حرارت اكسيد شده و به صورت پودر زردرنگي به نام خاك شيشه در مي آيد سپس شيشه ذوب شده را با مواد ديگر تشكيل دهنده لعاب و خاك شيشه مخلوط كرده و حـرارت مي دادند . اين روش كه با پخت با حـرارت كم ناميده مي شود يكي از دشوارترين مــــراحل ساخت در صنعت سفالگري بوده است زيرا احتياج به دو بارحرارت و هر بار با درجات متفاوت داشته است . بدين صورت كه ابتدا ظرف را با لعاب پوشانده و به كوره مي بردند و با حـــرارت كمتر از 600 درجه سانتي گــراد نقاشي ها را تــــثبيت مي كردند .

 

 

 

 

به گفته آرتورلين ظرف دائــما بين نقاش و كوره در رفت و آمد بوده است . وجود اكسيدهاي فلزي در اين لـــعاب كه به عنوان ( FLASK ) عمل مي كنند موجب پايين آمدن درجه پخت مي گردد .

در نوع ديگري از ساخت لعاب مينايي كه به وسيله هنرمندان ايراني به حد كمال رسيد از سولفات مس ( كات كبود ) و نيترات نقره و كلريد طلا و نيترات بيسموت استفاده مي شد و گاهي هم كربنات نقره بكار مي برده اند . يك قسمت از مواد مزبور را با سه قسمت گـــل اخري و كمي صمغ عــربي كاملاٌ مخلوط ساييده و نـرم مي كردند و يا آن را به صورت قشري بسيار نازك بر روي ظروف لعابدار نقاشي مي نمودند .

 

 

نقوش سفال مينايي

 

تزيينات سفالهاي مينايي شامل نقوش هندسي و گل و گياه بوده كه عموما تمامي سطح داخل ظرف را مي پوشانيده است . كاسه مينايي با نقوش اسليمي سياه و سفيد و قهوه اي و رديفي از خطوط شبه كوفي دور لبه داخل و خارجي قرن 6و7 هجري و نيز نقوش حيواني و انساني شامل مجالس شكار شاهان ، داستانهاي عاشقانه ، رامشگران و نوازندگان بوده و احتمالا از شاهنامه فردوسي الهام گرفته شده است . از ميان داستانهاي عاشقانه داستان بهرام گور و آزاده و بيژن و منيژه بيش از هر نقش ديگري ديده مي شود . عناصر اصلي بسياري از اين نقوش عبارتند از : پرنده ، دو انسان و نقش درختي در ميانشان . چهره هاي سفال هاي مينايي قرون 6و7 كاملا ســـلجوقي مي باشد هر چـــند جنسيت اين چهره ها از هم متمايز نمي باشد و تــفاوتي در لباس زنانه و مردانه وجود ندارد . همچنين نقوش و تزيينات ظروف مينايي قابل مقايسه با سبك ونقوش نسخ خطي مصور ايران و عراق بوده ، گرچه چندان كتاب مصوري از دوره سلجوقي بجاي نمانده ولي مي توان مينياتورهاي خطي مصور و رقاء گلشن موزه توپ كاپي تركيه را قابل مقايسه با نقوش ظروف مينايي دانست . عقيده متخصصان آن است كه طراحان و نقاشان نسخ خطي مصور كساني بودند كه مسئوليت نقاشي و تزئين ظروف مينايي را نيز بر عهده داشتند . رنگهاي بكار برده شده براي نقاشي ظروف مينايي شامل آبي لاجوردي ، سبز ، فيروزه اي ، قرمز ، قهوه اي و يا سياه ، زرد و سفيد بوده كه در مواردي تمام رنگها يكجا و زماني بعضي از رنگها براي تزيين استفاده مي شده است . ( عده اي عقيده دارند كه از هفت رنگ ياد شده دو رنگ آبي لاجوردي و فيروزه اي براي تزيين زير لعاب استفاده مي شده است . )

درباره مراكز ساخت ظروف مينايي عقايد متفاوتي از طرف متخصصان اظهار گرديده و شهرهايي چون ساوه ، نطنز ، ري ، سلطان آباد و كاشان به عنوان مراكز ساخت اين نوع ظروف نامبرده شده است . بنابر كاوشهاي باستان شناسي انجام شده احتمالا ظروف مينايي از ساير مراكز سفال سازي به ري صادر شده اند .

اتينگهاوزن احتمال مي دهد كه حومه سلطان آباد ( اراك امروزي ) از مراكز ساخت ظروف مينايي و لاجوردي بوده است از طرفي با كاوشهاي اخير معلوم شده كه ساخت ظروف مينايي در جرجان نيز متداول بوده است .

 

 

مــيناي زراندود

 

مشكلترين سبك ظروف مينايي پرجلوه ترين آنهاست كه با نقش برجسته ساخته شده است . سفالگران اغلب قسمتهاي معين را براي زراندود برجسته مي ساختند . شاخ و برگ يا قبه هاي سوراخ شده قبل از اينكه ظرف براي بار اول در كوره رود در گل رس نقش مي شدند و سپس رنگ لايه به لايه اضافه مي شد . نتيجه حاصله با پيچيدگي مواجه مي شود كه تقريبا نسبت به تمام سفالها شباهتش را از دست مي دهد . ميناي ري ظريفتر از كاشان بوده و به نظر ميرسد كه كاشان به علت شهرت و ارتقاء كمي با تنـزل كيفي سفالينه ها مواجه گرديده است . متاسفانه بعضي از هنرمندان رموز سفالگري را مانند ديگر هنرهاي سنتي به غير از افراد خانواده خود نياموخته اند و در جايي نيز به ثبت نمي رسيده و به همين دليل مدرك و يا نوشته اي كه قواعد علمي و هندسي طرحها و نگاره ها و تكنيك اين هنر را نشان دهد در دســـت نمي باشد و تنها طريق انتقال اين هنر افراد يك خانواده بوده اند كه فرزند شغل پدر را پيشه كرده و شيوه و سبك او را ادامه داده است .

 

 

نـقش كنده

 

تكنيك نقش كنده در سفالگري ايران سابقه طولاني داشته و از ابتداي سفالگري از نقش كنده براي تزيين سفالينه استفاده مي شده است و تداوم اين تكنيك كه تا امروز نيز استمرار يافته در اغلب مراكز سفالگري با شيوه هاي تقريبا يكسان حفظ شده است .

نقش كنده روي سفالينه بي لعاب متنوع و شامل : نقوش هندسي موجي زيگزاگي نقطه چين خطوط موازي عمودي و نقوش گياهي بوده كه اغلب روي بدنه و گردن ظروف را آرايش داده است . بنابراين نقش كنده از متداولترين تزيينات كارگاه هاي سفالگري بوده كه از اوايل دوره اسلامي تا قرن 13 بدون وقفه ادامه داشته است .

 

 

سـفال با لعاب پاشيده

 

در قرن دوم هجري همزمان با حكومت عباسيان ارتباط ايرانيان با كشور چين گسترش يافت و بسياري از دست ساخته هاي كشور چين از راه دريا و خشكي به سرزمينهاي اسلامي چون ايران عراق و مصر صادر گرديد . از طرف ديگر وجود هنرمندان چيني در دربار عباسيان باعث شد تا ذوق تلطيف يافته هنرمندان اسلامي و چيني در اين زمينه نزديكتر شده و در صنايع گوناگون بويژه سفالگري در سرزمينهاي اسلامي نوآوريهايي پديد آيد . در اين زمان كه مصادف با دوره تاريخي تانك در كشور چين است ساخت نوعي سفالينه كه همان شيوه تزيين با لعاب پاشيده است در چين متداول بوده و در اثر توسعه تجارت به كشور هاي اسلامي صادر مي شده است . در كاوشهاي باستان شناسي شهرهاي اسلامي چون ري شوش سيراف جرجان نيشابور سفالينه هاي صادراتي ساخت چين بدست آمده است.

 

 

ظروف با تزيين لعاب پاشيده ايران به دو نوع تقسيم ميشود :

1ـ سفالينه با لعاب پاشيده و نقش كنده

سفالينه هاي از نوع اول با لعاب گلي پوشش و سپس با لعاب سرب و رنگهايي كه از تركيب اكسيد فلزات تهيه ميگرديد به صورت لكه يا گاهي به صورت نقطه چين روي ظروف را مي پوشانده است . رنگهاي پاشيده در ظروف ساخت چين اغلب از سه رنگ : سبز آبي زرد كهربايي استفاده مي شده است . ولي در ظروف پاشيده ساخت ايران علاوه بر اين سه رنگ رنگ ارغواني نيز بكار رفته است .

2ـ سفالينه هاي نوع دوم ازابداعات سفالگران ايراني بوده كه توانستند بعد از گذشت زماني كوتاه از تقليد نوع اول به ساخت نوع دوم كه تزييني است با لعاب پاشيده و نقش كنده دست يابند . در اين نوع تزيين نقوش كنده قبل از لعاب اصلي سطح ظرف را آرايش داده و سپس با لعاب اصلي پوشش شده است . نقوش كنده عموما شامل نقوش گياهي اسليمي خطوط پراكنده و به ندرت نقش پرندگان مي باشد .

خمير سفال با لعاب پاشيده اغلب به رنگ نخودي و قرمز بوده و شكل ظروف با كف حلقه اي بدنه محدب و يا كشيده است . سفالينه با لعاب پاشيده و نقوش كنده در اغلب مراكز سفالسازي اوايل اسلام بدست آمده ولي بطور كلي شمال ايران و مراكزي چون نيشابور ري جرجان تخت سليمان را ميتوان از مراكز ساخت آن دانست . ساخت اين نوع سفالينه حدود سه قرن در ايران و ساير سرزمينهاي اسلامي چون مصر سوريه و عراق ادامه داشته است .

 

 

سـفالينه با تزيين زير لعاب

 

شيوه نقاشي و تزيين زير لعاب از اوايل اسلام بويژه در قرن سوم و چهارم هجري در مراكز سفالسازي شمال و شمال شرقي ايران مرسوم بوده است . در دوره سلجوقي خوارزمشاهي ايلخاني و تيموري تحول تازه اي در تكنيك اين نوع ظروف پديد آمد به اين ترتيب كه سفالگران ادوار ياد شده بجاي لعاب سرب از لعاب قليايي براي پوشش و آرايش سفال استفاده كرده اند .

استفاده از لعاب قلياي براي پوشش وهمچنين خمير شيشه براي ساخت ظروف هنرمندان سفالگر را قادر ساخت كه تزيينات زيبايي در زير لعاب شفاف به وجود آوردند .

نقاشی و تزيين زير لعاب اغلب با دورنگ آبي و سياه انجام گرفته ولي گاهي رنگهاي فيروزه اي لاجوردي سبز تيره نيز به آن اضافه مي شده است .

رايجترين تزيين به شيوه نقاشي زيرلعاب ظروفي است كه با رنگهاي آبي در زمينه سفيد نقاشي شده اند . خمير اين نوع سفالينه اغلب سفيد و نخودي است و شكل ظروف بسيار متنوع و بيش از همه كاسه با پايه بلند بدنه كشيده و لبه صاف است .

بور كلي تزيين قسمت خارجي سفالينه نقاشي زير لعاب خطوط موازي گل و گياه و گاهي اشعار فارسي در زير لبه ورودي بدنه است . تزيين قسمت داخلي اين ظروف بسيار متنوع بوده و سفالگر از نقوش مختلف براي آرايش استفاده ميكرده است .

 

 

در ميان نقوش حيوانات غزال دونده ماهي اردك و پرندگان از ميان نقوش گياهي از طرح برگهاي متراكم گلهاي طوماري و اسليمي و بالاخره از نقوش انسان طرحهاي مجالس رقص نوازندگي شكار بيش از همه استفاده شده است .

به علت ناكافي بودن تحقيقات باستان شناسي و عدم مدارك لازم مراكز مهم ساخت اين نوع سفالينه به تحقيق روشن نيست ولي مراكزي مانند : ري كاشان سلطان آباد و جرجان مناطقي هستند كه محققان در ساخت ظروف نقاشي شده زير لعاب در آنها اتفاق نظر دارند . گر چه سفالينه مراكز ياد شده بطور كلي با هم قابل مقايسه هستند ولي از نظر تزيينات هر يك داراي ويژگي مشخصي ميباشند . در كاشان كه ساخت ظروف با نقاشي زير لعاب تا قرن 8 هجري متداول بوده كمتر تغييراتي در آن به وجود آمده و فقط نقوش انسان تا حدودي تحت نفوذ هنر نقاشي مغول قرار ميگيرد .

زيباترين ظروف سفالينه نقاشي شده زير لعاب : گروهي است كه در بين متخصصان سفال اسلامي به نام ظروف سفالين با تزيين معروف شده است . اين نوع سفالينه معمولا با دو رنگ آبي و سياه تزيين ميشود . هنرمند سفالگر اغلب از صحنه هاي رقص نوازندگي و شكار استفاده كرده و با مهارت خاصي نقوش سياه را بر زمينه آبي آرايش كرده است . نقوش اغلب بزرگ نشان داده مي شود و عموما نقش نوازنده شكارچي و غيره تمامي سطح و يا گاهي كف ظروف را در برمي گيرد . از مراكز ساخت اين گونه سفال ميتوان ري كاشان جرجان و بعضي از مراكز سفالسازي شمال غرب ايران را نام برد كه در قرون 6 تا 8 هجري ساخت آن ادامه داشته است . بطور كلي ظروف نقاشي شده زير لعاب با تكنيك ياد شده در بالا متعلق به مراكز سفالسازي مهم بوده و از اين مراكز به نقاط و شهرهاي مختلف صدر ميشده است .همچنين نمونه اين ظروف در مناطق جنوبي ايران كشف شده است .